روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
372
شرح شطحيات ( فارسى )
عمّ رسول بهتر دانند ! » گفت « وصف خراب « 1 » دنيا مىكند ، و مىگويد : مهلا ! مهلا ، اى صاحب دنيا ! مهلا مهلا كه دنيا ما را غريب كرد ، و ما را خوار كرد ، و ما را مشغول كرد ، و ما را بيراه كرد . در آن تقصير نكرديم تا بمرديم . هيچ روز بر ما نگذشت الا كه اركان ما را ويران كرد ، بر سنج « 5 » آنچ خواهد بود و زنا و زنا ، كه دنيا فنا خواهد شد نزديك نزديك ، يا صاحب دنيا ! جمعا جمعا ، يا صاحب دنيا ! راه كوتاه كن ، كه هيچ روز بر ما نگذرد الا كه پشت ما از گناه گرانبارتر كند ؛ هيچ روز بر ما نگذرد كه ما را بجهل خبر ندهد . حقّ خبر داد ما را كه ما را برانگيزاند ، چنانچه اوّل آفريد . دار باقى ضايع كرديم ، و دار فانى را وطن گرفتيم . » حارث على را گفت - رضى اللّه عنه - كه « نصارى اين خطاب دانند ؟ » گفت « ندانند الا نبيى ، يا صدّيقى ، يا وصى نبيى . علم من از علم پيغمبرست ، و علم پيغمبر علم جبرئيل است ، و علم جبرئيل از علم حقّ است . » ( 672 ) امثال اين اخبار و آيات بيش از آنست كه در عدد آيد . در صحّت روايات حسين از كثيرى به قليلى اهل فهم را قناعت كرديم . چون حال چنين است ، حجّت منكر منقطع شد ، كه سامع غيب را بسمع غيب در نطق غيب شنيدن طعن زند ، زيرا كه او بجهل و غباوه محجوبست از مشاهدهء كبرى . آنجا كه اهل حقّ از حقّ خطاب به زبان شنوند ، چنانك وصف دلهاء مختومه كرد به ضلالت ، اهل زيغ را گفت « وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ . » « 20 » حسين منصور را « 19 »
--> ( 1 ) خراب : خواب SM انه يصف مثل خراب الدنيا A ( 5 ) بر سنج : بر سبخ ( ؟ ) SM ( 20 ) وَ قالُوا قُلُوبُنا . . : سورهء 41 ( فصلت ) آيهء 4 ( 19 ) منصور را : منصور SM